تبليغاتX
تاریخ و جغرافی - تحولات اجتماعی و فکری، و دانش در هزاره دوم میلادی در ایران
مقالات جالب و خواندنی تاریخ و جغرافی

  تابستان عسل 88

علم مهم، جغرافی ـ تاریخ  

      جغرافیای طبیعی نقش تعیین کننده ای در تاریخ داشته و تاریخ با ساختار جغرافیایی شکل گرفته است،  با دانایی قرن 21 راه برای بررسی حوادث و رخداد های تاریخی در زمینه علم جغرافیا ـ تاریخ فراهم آمده است.  در طول تاریخ از دانش جغرافیای طبیعی برای نبردها استفاده می گردید،  ولی از آن برای ارتقاع علم تاریخ و تحلیل و تعلیل تاریخ اجتماعی نتوانسته اند بهره ای بگیرند،  منجمله از دلایل نقش جغرافیا در رشد و تکامل جامعه بشری چیز مهمی گفته نشده است.  از تجربیات جغرافی دانها در نبردهای کوهستانی و سردسیر، بیابانی و سوزان، اقیانوس های پر طوفان و جنگل های پر باران بهره برداری زیادی می شد،  اما دروغ گویان و نویسندگان داستانهایی چون دروغ های حمله اسکندر مقدونی و چنگیز مغول و حمله اعراب بیابانی هرگز جغرافی نمی دانستند و نتوانستند از تجربیات علم جغرافیا ـ جنگ در دروغ هایشان استفاده نمایند تا بلکه کمی واقعی تر بنویسند.

      اولین بار در هزاره سوم قبل از میلاد حکومت های بین النهرین چون سومر با انباشت مازاد محصولات،  جمع آوری ثروت را ابداع کردند،  بنا بر این وسعت اراضی ابزار قدرت شد،  که در واقع نقش جغرافیا در تاریخ است.  اما هر گز در تاریخ کسی نتوانست رابطه آشکار جغرافی ـ تاریخ را عالمانه بنویسد و به صورت آکادمیک و سلسله مرتب دسته بندی نماید،  پنج تمدن و فرهنگ اصلی ایرانی شکل گرفته در ایران بزرگ حاصل نقش جغرافی ـ تاریخ است.  گاه در امور نظامی و مالیاتی از جغرافی دانان و تاریخ نویسان هم زمان استفاده گردیده، ولی هرگز مجموعه کاملی در یک علم از آنها دیده نشده است،  در تمام ماجرا های کوچک و بزرگ تاریخی جای علم جغرافیا ـ تاریخ خالی است.  اندیشمندان و استراتژیست های قرن 20 پیرامون جغرافیا ـ جنگ یا جغرافی ـ امنیت نظریه های ژئوپلتیک و ژئواستراتژی ارایه داده اند،  ولی هرگز آنها نقش جغرافی ـ تاریخ را نتوانستند بیابند و از آن علم بهره برند.  مولفه ها و فاکتور های فیزیکی و فرهنگی جغرافیا را بدون درک زیر ساخت های جغرافی ـ تاریخ بکار بردند،  فقط پژوهش آنها به آثار کلاسیک موجود و تبیین و طراحی دانش نظم جغرافیا بود.

      بسیاری از تاریخ نویسان در طول زمان عوام پسندانه و بویژه برای خوشایند حاکمان به تعریف و تمجید و بزرگ و کوچک شمردن پرداخته اند،  ولی هرگز از علم جغرافی ـ تاریخ بهره ای نداشتند،  امروز هم بصورت کاملاً غیر منطقی همان نوشته ها را هر کسی از دیگری دوباره نویسی می کند.  هر گز در کتاب های تاریخی و تاریخ اجتماعی دیدگاه های جغرافیایی بطور کامل دیده نشده است،  هیچ وقت چگونگی شکل گیری های فرهنگ بشری زیر نفوذ غیر عمدی جغرافیای طبیعی گفته نشده،  عوامل شکل گرفتن تمدنها، قبایل بدوی، قبایل اولیه، حکومت های شاه خدایی،  سازمان قبایل دینی،  فئودالی و بورژوازی و سرمایه داری را که نتیجه جغرافیا به تمام معنی آن است، یعنی طبیعی، انسانی، اقتصادی، در تاریخ به حساب نیامده بدین جهت تاریخ نگاری پوپولیستی خوشایند حکومت های دمگراف قرار گرفته و آکادمسین های غربی هم که سر دمداران علوم در قرون جدید و حاضر هستند منافع استعمار و امپریالیست را در نظر گرفته و علم جغرافی ـ تاریخ برای آنها اهمیت نداشته فقط پول مهم بوده است.

      بزودی زمان و مکانی که در آن بسر می بریم به تاریخ می پیوندد،  شاید بپرسید مکان چرا؟  در واقع این مکان است که فعلیت ما را شامل می شود،  مکان ما را ساخته،  و ما مکان را آراییده ایم و در آینده مکانی که از آن می گوییم چنین نخواهد بود.  با دید تاریخ و فرهنگ یادگیری،  در آینده مکان فعلی ما،  اقتصاد دیگری خواهد داشت، و انسان هایی دارد که هر چند ممکن است با ما هم ریشه باشند ولی تفاوت هایی خواهند داشت،  و جغرافیای طبیعی را هم باید با نگرشی خاص زمان بررسی کرد.  پرسش بنیادی این است که در آینده علم جغرافیا ـ تاریخ چه نقشی خواهد داشت،  استدلال ها و شواهد این پژوهش چه می تواند باشد،  دینامیسم ارتقاعی آن چگونه باید طراحی شود تا نگرش ها و تعریف های کلاسیک را تحت شعاع قرار دهد،  هویت خواهی و در کانون بودن این علم مهم چطوری شکل خواهد گرفت؟

   البرز مرکزی

      رشته کوه البرز مرکزی که در میانه رشته کوه بزرگ البرز قرار گرفته از زیباترین کوهستان های ایران بزرگ است، اکثر البرز مرکزی از خط  الراس های موازی و بسیار طولانی که به راستای ساحل دریای مازندران از شرق به غرب امتداد یافته اند تشکیل شده است.  دره های بسیار عمیقی همچون، چالوس، هراز، شاهرود، و....، شکاف های عمیقی را در میان این خط  الراسها پدید آورده اند.  دامنه های شمالی البرز مرکزی که به دریای مازندران نزدیک میباشند غالبا تا ارتفاع ۲۳۰۰ متری از جنگلهای انبوه پوشیده شده اند.  اگر چه جنگلهای تنک سرو کوهی در معدودی نقاط همچون دامنه های جنوبی قله سیالان دیده شده اند بقیه دامنه های البرز مرکزی به غیر از ته دره ها، عاری از درخت می باشند،  انوش راوید بسیاری از این مناطق را برای کار های علمی تاریخی بازدید کرده است.  علفزارها برفچالها و تعداد قلیلی یخچال ارتفاعات بلندتر البرز مرکزی را پوشش میدهند.  قله ۵۶۱۰ متری دماوند بلند ترین قله البرز مرکزی وخاور میانه میباشد.  بدلیل ارتفاع بسیار زیاد قله دماوند از بقیه کوه های البرز متمایز گردیده و از دهها و یا حتی بیش از صد کیلومتر دورتر قابل رویت است.

    کوه های تخت سلیمان

      منطقه تخت سلیمان و علم کوه واقع در سلسله جبال البرز و قسمت بزرگی از آن تحت عنوان البرز فزبی محسوب می گردد،  این ناحیه بزرگ کوهستانی با داشتن حدود 200 قله بالای 4000 متر،  و یخچال‌ها، برفچال‌ها و دیواره‌ هایش از جمله مشهور ترین ارتفاعات ایران و آشنا برای کوه نوردان خارجی است.  این منطقه از شمال به شهرهای چالوس، سلمانشهر، تنکابن و مناطق جنگلی، از جناح شرقی محاط به دره رودخانه چالوس و از جناح غربی محدود به دره بزرگ سه هزار و بالاخره از جنوب و جنوب غربی به دره‌های طالقان و الموت منتهی می‌گردد.  این منطقه پس از قله دماوند بلندبرین قله های البرز مرکزی را در خود جای داده است و تنها منطقه ایست که ارتفاع قله های آن از ۴۴۰۰ متر تجاوز میکند.  بسیاری از قله ها بر ستیغ خط الراسی که بر خلاف اکثر دیگر خط الراسهای البرز مرکزی از شمال به جنوب امتداد می یابد قرار گرفته اند.  ارتفاع این خط الراس در مسیری به طول ۱۹ کیلومتر از جنوب قله لشگرک کوچک تا قله مازی گردن شمال،  در هیچ نقطه ای به پایینتر از ۴۰۰۰ متر نمی افتد.  دو شاخه اصلی-یعنی شاخه چالون/ سیاه کمان و شاخه هفت خوانها- طول خط  الراس های به هم پیوسته را که تماماً بالای ۴۰۰۰ متر هستند را به ۳۰ کیلومتر میرسانند.  شاخه های اصلی دیگری همچون شاخه ابیدر/ دیوچال شاخه میش چالک/ کلوان و شاخه زرین کوه/ آلانه سر بعضا بالای ۴۰۰۰ متر می باشند.

      نزدیکی کوههای تخت سلیمان به دریای مازندران باعث پدید آمدن دره های بسیار عمیق در منطقه شده است،  این دره ها اکثرا تا ارتفاع ۲۳۰۰ متری از جنگلهای خزری پوشیده شده اند.  در قلب منطقه دره های مرتفع U شکلی به چشم می خورند که بیانگر فرسایش زمین شناسی یخچالی در این کوهها میباشند،  در حال حاضر کوههای تخت سلیمان دارای بزرگترین مجموعه از یحچالهای کوهستانی در ایران هستند.  قله زیبای تخت سلیمان در شمال علم کوه قرار گرفته است و از نظر ارتفاع پنجمین قله خط  الراس معروف تخت سلیمان است،  از طریق خط  الراس جنوبی به شانه کوه 4465 متر و سپس دیواره زیبای علم کوه متصل است.  دامنه های شمالی تخت سلیمان به دندان اژدها می رسند،  در سمت غرب تخت دره هفت خوان و یخچال اسپیلت قرار گرفته اند و در شرق یخچال تخت سلیمان به نام پاتخت قرار گرفته است.

     در منطقه تخت سلیمان یخچال‌های بزرگی وجود دارد که از جمله مهمترین آنها باید از هفت خوان، سرچال، پاتخت، علم چال، خرسان، مرجیکش و چالون نام برد.  رودخانه‌های بزرگی از منطقه تخت سلیمان سرچشمه می‌گیرند که عبارتند از،  سردآبرود، پراچان، ناریان، الموت رود، گرما رود و ازارود که هر کدام از یکی از جناح‌های خاص منطقه جاری می‌باشند.  از جمله دیگر ویژگی‌های این منطقه وجود دیواره‌های مرتفع تخت سلیمان، مناره، علم کوه، دیواره غربی، هفت خوان خرسان در نقاط مختلف آن است.  این دیواره‌ها  خود بر  جاذبه این مجموعه ارتفاعات برای اکثریت قریب به اتفاق کوهنوردان داخلی و خارجی افزوده است.  در منطقه چندین پناهگاه و جان پناه وجود دارد که عبارتند از:  پناهگاه سرچال، هتل رودبارک، جانپناه سیاه سنگ، جانپناه خرسان،  جانپناه گردونکوه، خونه گلی.

  علم کوه ۴۸۵۰ متر

      قله مرتفع علم کوه با ارتفاع 4850 متر در مرکز رشته کوه‌های تخت سلیمان در استان مازندران قرار گرفته است،  نزدیکترین شهر به این منطقه رود بارک و کلار دشت در استان مازندران می باشد،  قله علم کوه پس از دماوند دومین قله مرتفع ایران به شمار می رود.  در جبهه شمالی این قله دیواره ای به طول 650 متر وجود دارد که یکی از زیبا ترین و مشکل ترین دیواره های دنیا به شمار می رود،  جبهه جنوبی این کوه مشرف به طالقان است.  منطقه علم کوه دارای 47 قله بالای 4000 متر است که به الپ ایران نیز معروف است.  پائیز و زمستان علم کوه مواجه با برف بسیار سنگین و طوفان و بوران و ریزش متوالی بهمن های سنگین همراه است بهار هر سال نیز این وضعیت ادامه دارد و در تابستان هوا معتدل تر می باشد،  باد غالب از غرب و  منطقه سه هزار بر ناحیه می وزد و آب مصرفی در سر چشمه های متعدد آن به وفور یافت می گردد منطقه علم کوه چون سبلان دارای یخچال های بزرگ دائمی است که از هر سوی آنرا در بر گرفته اند.  آثار تاریخی از دوره های پارتی اشکانی در دامنه های آن واقع است.

   ارتفاعات:

شاخک غربی علم کوه ۴۷۸۲ متر /  شاخک شرقی علم کوه (تقریبا) ۴۷۵۰ متر

  خرسان شمالی (و میانی) ۴۶۸۰ متر /  تخت سلیمان ۴۶۵۹ متر

 خرسان جنوبی ۴۶۵۹ متر / ویران کوه ۴۶۰۹ متر  

 سیاه سنگ ۴۶۰۴ متر / مرجی کش ۴۵۸۰ متر

 هفت خوان شماره یک ۴۵۳۷ متر / هفت جوان شماره دو ۴۵۲۸ متر   

 چالون ۴۵۱۶ متر / سیاه گوک جنوبی (تقریبا) ۴۵۰۰ متر

 سیاه گوک شمالی ۴۵۰۵ متر / سیاه کمان ۴۴۷۲ متر

 شانه کوه ۴۴۶۵ متر / هفت خوان شماره پنج ۴۴۵۷ متر   

 کالاهو (میشور و نفار نقار) ۴۴۳۱ متر / قبی ۴۴۳۰ متر

 رستم نیشت ۴۴۲۶ متر / گردونه کوه (و هزار چم) ۴۴۰۲ متر

 دندان اژدها (تقریبا) ۴۴۰۰ متر / مناره ۴۳۷۸ متر

 لنگری شماره یک ۴۳۷۶ متر / میان سه چال ۴۳۴۸ متر

 لوی نا (کل چال) ۴۳۴۰ متر / تنگ گلو ۴۳۳۵ متر

 لنگری شماره دو ۴۳۲۴ متر / ستاره ۴۲۹۶ متر

 ابیدر (گرماب سر) ۴۲۶۰ متر / لشگرک بزرگ ۴۲۵۶ متر

 تخت رستم ۴۲۴۸ متر / زرد گل ۴۲۳۱ متر

 زرین کوه (ماسه چال) ۴۱۹۸ متر / دیوچال ۴۱۸۵ متر

 لشگرک کوچک ۴۱۸۴ متر / مازی گردن ۴۱۴۰ متر

 گرده کوه ۴۱۴۰ متر / کلوان شماره یک ۴۰۷۸

 کلوان شماره دو ۴۰۶۸ متر / میش چالک ۴۰۶۷ متر

 آلانه سر ۴۰۶۵ متر / نزار ۴۰۴۷ متر

 خرس چر ۴۰۳۰ متر / کرما کوه ۴۰۲۰ متر

 ماسمور ۴۰۱۲ متر / سیاه نو ۴۰۰۶ متر

 پسند کوه (تقریبا) ۴۰۰0

   تحولات اجتماعی و فکری، و دانش در هزاره دوم میلادی در ایران 

      در قرن دوم اسلامی تولید کاغـذ برای استفاده گسترده به شیوهای نو اختراع شد و متعاقب آن خط امروزی زبان شیرین فارسی برای سهولت کار تحریر ابداع گردید.  ایرانیان نقش عمده در گسترش این پدیده اصلی علم داشتند و همان عشق طبیعی به دانستن باعث شد پانصد سال اول هزاره دوم میلادی ملت های ایران بزرگ سر آمد و سر آغاز تمام علوم در جهان باشند.  از این موضوع مطالب و مقالات بسیاری موجود می باشد و نام آوران بزرگی میدرخشند که در اندیشمندان و شاعران ایران نوشته ام.  ولی می بینیم که در پانصد سال دوم هزاره دوم میلادی به یکباره این جایگاه فرو می ریزد و ایران یکی از مکان های بسیار خوب برای کرم موذی استعمار میشود.  درختی را کرم نمی زند مگر بدلایل مختلفی امکان آن فراهم شود،  مثلا سرخ پوستان امریکایی نسل کشی شدند،  ولی در هندوستان آفت استعمار و امپریالیست را گرفتند.  دلیل آن بهم ریختن سیستم فکری و بینشی و دینی مردم بود که از زمان صفاریان به خوشی و محمود غزنوی به نا خوشی و سر آغاز ورود دین جدید به نیمی از هند بود که کاملا بر خلاف فکر دین قبلی و تاریخی آن بود و طی چند صد سال با وعده برابری و برداشت سلسله طبقات اجتماعی رشد کرد، ولی در خفا اختلاف طبقاتی مالی مشکلی نبود، و درخت تنومند هند را دو نیمه کرده و آماده اقدامات بعدی نمود.  آن نیمه ها برای اثبات حقانیت و قدرت به خارج وابسته شدند و در ابتدا بابری و سپس نادر را آوردند و طرف دیگر ازاستعمار کمک گرفت و بقیه داستان که در کتابهای زیادی نوشته شده.  و این یک نمونه مثال برای ایران است،  که چگونه از صفا و صمیمیت ناسیونالسیت ایرانی سوء استفاده کردند و مدتها در تاریخ ارتجاع و گارگزاران و چهره های استعمار حکومت کردند.  در دوره خلفا ایرانیها از فرصت آزادی فکر و اجتماعی پیش آمده استفاده کردند و تا چند صد سال در جهت دانش در تمام زمینه های مادی و معنوی جلو رفتند و از ضعف حکومت که از آن اندیشه جدید بود استفاده کامل را می بردند.  که البته در دوره استعمار این مهم تاریخی را در جهت تفرقه افکنی برای پیشبرد اهدافشان کاملا به شکل دیگری مینویسند، که عربها آمدند و کشتند.  اما از بابت این پدیده تاریخی جدید ایران در جایگاهی قرار گرفت که جالب است و کمتر در کتابهای تاریخ به آن اشاره شده.  و آن گسترش شهر های ایرانی باستانی و عموماً  فارسی زبان در محاصره روستاهایی غیر از اهالی  تاریخی خودش که اینها طی پانصد سال اول پیدایش اسلام جای ساکنان قبلی را گرفتند.  قبلاً در این باره نوشته ام (ravid.blogfa.com). در رقابت با این تازه واردها و آن دانش فارسی زبانی که در بالا گفتم احتیاج به ابزار یدی و فکری جدیدی بود که با آوردن نام مغول و محو بغداد اولین بخش آن بخوبی سپری شد، و قسمت دوم آن ابزار فکری جدید است که در آن آزادی فکری که ذکر شد ابتدای آن پدید آمده بود.  اما این ماجرا ها و نقشه های قوی زمان می برد و طی زمان و تغیر نسل کنترل واقعی برنامه امکان ندارد،  و سپس این ابزار فکری جدید طی دویست سال از عمل کردش صفویه را ساخت.  صفویه نیز برای حفظ و گسترش فکر جدیدش هم نیاز به ابزارهای داشت و از این ابزار های جدید انگل استعمار انگلیس پیدا شد. البته در قبل و ماقبل صفویه با پیدایش بورژوازی ونیز و از پی داستانهای مارکوپلو، ونیزیها تلاشهایی کردند که کرم یا انگل را وارد ایران کنند ولی هنوز زمینه فکری در ایران آماده نشده بود و ونیز هم کم قدرت تر برای اینکار بود.  خلاصه می بینیم در پانصد سال دوم هزاره دوم میلادی عشق و دانش از ایران به مرور میرود.  تا اینکه بعداز اولین انقلاب بورژوازی و ضد استبدادی در صد سال پیش ایران که امثال آن در همه دنیا جنوب اتفاق بود و مخصوص ایران نبود، بجای کرم، ویروس استعمار جدید به جانمان افتاد و دروغهای تاریخی و مالی  همه جا ها را گرفت، و با انقلابی و حرکتی جدید در سی سال پیش که این یکی مخصوص و ویژه ایرانیان بود و متعاقب آن رشد و روشنفکری نو پیدا شد که میرود جهان را متحول کند،  انوش راوید می گوید، باید ایرانیان کاملاً هوشیار باشند و خود را در صحنه بین المللی دست کم نگیرد.

  کشت و صنعت چای در ایران

      از زمان هخامنشیان که مصر را فتح کردند،  قهوه نوشیدنی ایرانی ها گردید که از مصر و افریقا می آوردند،  از ابتدای دوران استعمار با ورود تجار اروپایی چای جایگزین آن شد،  جهانگردان از مصرف چای در قرن هفدهم یعنی عصر صفویه گزارش هایی نوشته اند.  کشت و صنعت چای در ایران قدمتی صد ساله دارد که اولین بار محمد میرزای کاشف السلطنه ملقب به چایکار 1244-1308 نخستین کسی است که در سال 1278، 1900م  سه هزار نهال چای را از دره کانگرای در هیماچال پراوش هندوستان به ایران آورد و به طور موفق در زمینی واقع در لاهیجان غرس نمود.  پس از آن مظفر الدین شاه امتیاز کشت چای در تمام نقاط ایران را به او واگذارد،  وی با توجه به شرایط آب و هوایی مشابه شمال ایران و هندوستان،  کوشش کرد در منطقه لاهیجان و اطراف،  کشت چای را توسعه بخشد.  کاشف السطنه روشنفکر و نوآور میهن دوستی بود که در سال 1285ش به فرمان رسمی مجلس شورای ملی نخستین شهرداری به سبک جدید را در تهران بنیان گذاشت و خود نخستین شهردار تهران شد.  کاشف السلطنه در زمانی که ایران زیر نفوذ استعمار بود و مقامات محلی در مقابل هر حرکت پیشرویی به شدت مقاوت نشان می داند،  توانست کشت و صنعت چای را در ایران بنیان گذارد و اولین صنعت تبدیلی غذایی ایجاد شود و نخستین کارخانه چایسازی در سال 1312 احداث گردید .

    اکنون چای به نوشیدنی اصلی مردم ایران جهت تمدد اعصاب و تجدید نیرو تبدیل شده است،  چای در همۀ خانه ها جای دارد و با سنت و تشریفات متنوع مردم ما تهیه و مصرف می گردد.  در مراسم، اعیاد، جشنها و سوگواریها،  در شهرها و روستاها و عشایر،  جایگاه خود را دارد، در میانه وقت کار نوشیدنی لذت بخش همگان است.  مردم حتی به هنگام مسافرت،  در کنار همۀ ضروریات،  وسایل تهیۀ چای را به همراه دارند.  قهوه خانه ها و چایخانه ها در سراسر ایران از دیر باز جایگاه تجمع سنتی به حساب می آیند که خود مرکزی جهت انتقال و بازگویی جنبه های مهمی از فرهنگ و اسطوره ها و قصه های ایرانی شده است.

     چاي ایرانی از کيفيت بالايي در دنيا برخوردار است از اين رو نبايد انگيزه توليد اين محصول استراتژيک را از کشاورزان گرفت تا آنان مجبور به تغيير کاربري زمين هاي خود شوند و از سويي اين امر باعث خروج منابع و ارز کشور  گردد.  اميد است با بهبود سطح كيفي چاي ايراني،  زحمت چايكاران داخلي ناديده گرفته نشود که درآمدشان از همین چای است،  باید تلاش نمود به کمیت و کیفیت اهمیت بیشتری داده شود.  گیاه چای ایران از بوته‏‏‏‏های چینی آسامیک است، و  اکثر کشاورزان باغات شمال چای را با دست می چینند که به تبع طعم و رنگ بهتری از کار ماشینی دارد، ولی غیر پیشرفته و زحمت و نیرو بر می باشد،  و محصولشان را به صورت غیر استاندارد به کارخانه ها حمل می‏کنند.  جمعیت ایران در حدود 1% جمعیت جهان است اما بالغ بر 5% مصرف کل چای جهان اختصاص به ایران دارد و سومین مصرف کننده بزرگ چای در جهان است.  اگر چه ایران نیز با حدود 6/2% تولید چای هشتمین تولید کننده چای جهان محسوب می شود اما فقط 6/47% مصرف خود را می تواند از تولید داخلی تأمین نماید .  میزان مصرف چای خشک بنابر آمارهای رسمی سالیانه در حدود یکصد هزار تن است،  که تقریباً نیمی از این مقدار تولید داخلی است.  گاه تولید داخلی تا هفتاد هزار تن نیز در سال های گذشته گزارش شده است،  این مقدار چای تولیدی در حدود 35000 هکتار از اراضی شمال کشور عمدتاً گیلان به ویژه در منطقۀ لاهیجان و نوار باریکی از غرب مازندران به عمل می آید.  باغات چای لاهیجان با 7932 هکتار وسعت، 25% کل مساحت زیر کشت چای کشور را تشکیل می دهند.  در حدود یکصد و سی کارخانه چایسازی،  برگ های سبز را به چای خشک تبدیل می کنند.  برای تأمین نیاز مصرف به جز تولید داخلی،  سالانه در حدود پنجاه هزار تن چای خارجی به طور رسمی و حدود بیست هزار تن غیر قانونی وارد کشور می شود که تعیین نسبت های اقتصادی واردات با تولید داخلی بسیار حائز اهمیت می باشد.

     با ضریب تبدیل 5/22%  یک کیلوگرم چای خشک از 44/4 کیلوگرم برگ سبز چای به دست می آید،  بر اساس آمار فائو سطح زیر کشت کل در جهان 2788000 هکتار است که 7/94% درصد آن متعلق به کشور های در حال توسعه و 3/5% بقیه به کشورهای توسعه یافته اختصاص دارد.  مصرف سرانه انواع مختلف چای در جهان از 395 تا 460 گرم در نوسان بوده است که متوسط رشد سالیانه مصرف انواع چای در حدود 6/1% است.  بیشترین مقدار مصرف سرانه چای در جهان به انگلستان و ایرلند اختصاص دارد،  که بعلت داشتن صادرات مجدد مصرف داخلی آنها قابل تشخیص نمی باشد.  لیبی، ترکیه، آذربایجان، ایران، سیلان، بنگلادش، هندوستان و ایتالیا نیز جزو کشورهای پرمصرف هستند.  سهم چای مصرفی در سبد هزینه خانوار ایرانی در حدود 2/0% تا 5/0% است.  تولید جهانی چای در حدود 5/4 میلیون تن برآورد می شود که از این مقدار سهم کشورهای هندوستان، سیلان و کنیا به ترتیب برابر 850 هزار تن ، 300 هزار تن و 250 هزار تن است.  این کشورها از صادر کنندگان مهم چای در جهان به شمار می روند،  تولید کنندهای چای، سریلانکا، چین، ژاپن، کنیا، اوگاندا، گرجستان، می باشند.  اقتصاد چای در ایران،  به مناسبات اقتصاد سیاسی جهان بستگی دارد،  سالانه حدود 3/2 میلیون تن چای در دنیا تولید می شود،  گردش مالی چای جهان در سال حدود 500 میلیارد دلار می باشد.  با افزایش قيمت چاي در بازار جهاني،  در بازار داخلي هم طي يك سال اخير روند صعودي داشته است،  علت افزایش قیمت چای در جهان مانند بقیه محصولات غذایی بوده است

    هم اکنون 104 کارخانه چایسازی از مجموع 128 کارخانۀ بخش خصوصی  عضو سندیکا هستند،  مرکز اصلی سندیکا در شهر لاهیجان است.  سندیکای کارخانجات چای شمال نهادی صنفی و مدنی است که در سال 1341 جهت هماهنگی در امر تولید و مشارکت در سیاست گزاری های مربوط به صنعت چای با عضویت کارخانجات چایسازی تأسیس گردید.  سندیکا در سال های فعالیت خود و به خصوص از سال 1377 که به طور رسمی در تصمیم گیری های مربوط به چای حضور داشته است در کشور ما در حدود 58000 خانوار چایکار به امر باغداری چای و حدود 8500 نفر به طور تمام و نیمه وقت در فعالیت های صنعت چای اشتغال دارند.  شمار اشتغال کل مربوط به چای را می توان با برآورد سهم کاری شاغلان بخش تجارت چای، خرده فروشان چای، قهوه خانه ها و نظایر آن بدست می آورد.   نیروی اصلی تولید چای در کشور کوشیده اند  تا با بهینه سازی اقتصاد کشت و صنعت چای،  این محصول ملی را رونق بخشیهد و در جهت خودکفایی و رفاه مصرف کنندگان گام بردارند.  امید واریم روزي برسد كه مردم چاي ايراني را به چاي خارجي ترجيح دهند.

    نگهداری علمی زبان های ایرانی  

      در جغرافیای فعلی ایران حدود 4000 و در کل ایران بزرگ 20000  زبان یا لهجه شناخته شده است،  از ابتدای قرن 20 با پیدایش مدارس سراسری، کتاب و دفتر، رادیو و تلویزیون بسیاری از آنها بین رفته اند و همچنان بسیاری دیگر در حال فراموشی هستند.  می بایست با تلاش جوانان با ذوق ایرانی علم جدیدی برای حفظ و بقاء این زبانها شکل گیرد،  و نسبت به طبقه بندی و دیگر موضوعات مربوطه اقدام شود.  در آینده با پیدایش کتیبه ها و نوشته ها،  در صورت عدم این زبانها و نبود افراد دانا و آگاه با مشکل خواندن و ترجمه روبرو می شویم.  در قرن های 19 و 20 هر یک از خارجی هایی که در خواندن و ترجمه نوشته های ایرانی کار می کردند،  با ترکیب زبان و لهجه خود نسبت به ترجمه آنها اقدام می کردند.   بسیاری از کتیبه های به جای مانده در هر محل و زمان با یکدیگر تفاوت نوشتاری دارند،  مثلاً به ایلامی و مادی و هخامنشی و غیره تقسیم کرده اند،  در آنها خشیارشا و داریوش و کوروش و حتی نام خودم انوش را می توان با تفاوت هایی تلفظ کرد.  این خود بحث علمی و مهمی است که تخصص ویژه ای می خواهد،  امیدوارم جوانان با هوش وطن پرست نسبت به پیگیری این مهم حرکت های خوب و عملی و علمی انجام دهند.  این وبلاگ همانگونه که از کارش پیداست به موضوع مهم دیگری در تاریخ ایران مشغول می باشد،  و اسامی را بصورت کلی و مطابق آنچه که در اکثراً کتابهای تاریخی ذکر شده است بکار می برد تا برنامه اصلی خود را پیش ببرد.

     اگر هم اکنون به روستا های مختلف ایران بروید در میان افراد مسن مدرسه نرفته زبانهای مختلف خواهید دید که ریشه همه آنها فارسی است و گاه،  ده به ده تفاوت های آشکاری دارند و همچنین می بینید در استانهای مختلف مشترکات زبانی جالبی هم وجود دارد.  از نظر من هر لهجه و یا گویش خود زبانی است،  این دانش بشری است که زبانی را اصلی و ریشه ای می گوید و بسیاری را زیر مجموعه و یا لهجه ها و گویش های آن می شمارد.  در دوران قبایل بدوی و سنگ اولیه،  حدود 20 هزار سال پیش و قبل از آن،  انسانها در دو قاره آسیا و اروپا برای غذا بدنبال گاو ها و ماموت ها از شرق تا غرب را می پیمودند،  برای آنان زبانی پیدا شد که به آن هند و اروپایی می گویند.  وقتی در زبان فارسی بیش از هزار لغت مشترک آشکار و هزاران هم مانند با انگلیس و دیگر زبانهای اروپایی و هندی وجود دارد این مسئله آشکار تر می شود،  به تاریخ نیک مراجعه شود.  آنچه که برای انقلاب دانایی قرن 21 مهم است،  می باید هر شخصی در حرفه و تخصص خود کار و تحقیق کند و هر چه زمان می گذرد این تخصص ها ویژه تر می شوند،  در گذشته ها این موضوع مطرح نبود و مثلاً هزار سال پیش یک نفر می توانست،  پزشک و منجم و ریاضی دان باشد،  ولی امروز و هر روز وضع حرفه ای تر می شود،  در تاریخ و فرهنگ یادگیری نوشته ام.   عدم آگاهی در این تخصصی ها باعث شده بسیاری که در دانش این وبلاگ نیستند نظراتی می دهند و یا سئولاتی می کنند که به بخش های دیگر مربوط می شود، و حتی به رشته خودشان هم مربوط نمی شود.  بارها نوشته ام این قرن سرعت در علم و عمل را می طلبد نه پراکندگی در دانش و کار،  عزیزان می توانند با مطالعه قرن سنت گریزی و مطالب دیگر وبلاگ های انوش راوید راه ورود به موج نو را بیابند.

   تهران یا تیران؟

      نظرات گوناگونی در مورد ریشه نام تهران گفته شده است:  مرحوم کسروی تهران را از دو کلمه ته و ران میداند که ته در زبان های بسیار کهن به معنی گرم بوده است در مقابل سمی یا شمی به معنی سرد یا خنک و ران پسوند مکان است،  تهران در مقابل شمیران.  گروهی هم ته را به معنی پایین وران را به معنی بالا و تهران را به معنی دامنه کوه میدانند. بعضی هم تهران را منسوب به ستاره تیر که در نظر ایرانیان مقدس بوده میدانند (تیران).  در هیچ جا اشاره ای به دار یا تیر نیست.  دار در زبان پهلوی به معنی درخت است که به مرور زمان به آن تیر هم گفته اند (تیر چراغ برق).  روستاها و شهر هایی که در نام آنها از این دو کلمه استفاده شده است بسیارند:  داراباد در تهران، داراباد در فارس و آذربایجان، داران در اصفهان، تیراباد در سیستان و بلوچستان، تیران در اصفهان و لرستان، تیران در کنار جاده هراز و در حوالی زرند کرمان.  از اینرو با تشابه بسیار تهران با تیران و اینکه در گذشته همیشه تهران در نظر جهانگردان با درختان و باغات فراوانش (مخصوصا درختان چنارش) معرفی شده است می توان حدس زد که تهران به معنی سرزمین درختان و باغها بوده است.

  کلیک کنید:  موج های نو آمده است

Anoush Raavid  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21 تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار در وبلاگ انوش راوید  بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:50  توسط انوش راوید  |